على ربانى گلپايگانى
268
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
و غيبت در زمانى كوتاه ، بوده است ، برخلافت على عليه السّلام پس از وفات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله استدلال كرد » . « 1 » تفتازانى ، اگرچه اشكال پيشين را وارد ندانسته است ، ولى خود اشكال ديگرى كرده است و آن اينكه رهبرى هارون در ايّام غيبت حضرت موسى به عنوان جانشينى موسى نبوده است ، زيرا او مقام نبوت داشته ، و در زمان حيات موسى شريك او در رهبرى مردم بوده است ، اينكه حضرت موسى او را خليفهى خود قرار داده است ، از باب تأكيد رهبرى او است ، نه جعل مقام و منصب رهبرى . « 2 » پاسخ اين است كه اگرچه حضرت هارون داراى مقام نبوت بوده است ، ولى از آيات قرآن كريم به روشنى به دست مىآيد كه در زمان حضرت موسى ، امامت و رهبرى جامعه به حضرت موسى اختصاص داشته ، و هارون بهعنوان وزير و دستيار او ايفاى نقش مىكرده است . مفسّران اهل سنّت نيز آيه را به همين صورت تفسير كردهاند . مؤلّف المنار گفته است : « هنگامى كه موسى مىخواست به ميقات برود ، برادر بزرگ خود هارون را جانشين خود ساخت ، تا در ميان مردم داورى كند ، و به اصلاح امور آنان بپردازد ، زيرا رياست و رهبرى آنان به عهدهى موسى بود ، و هارون وزير و ياور و همكار او بود » . « 3 » اصولًا ، اين آيه يكى از ادلّهى انفكاكپذيرى نبوّت از امامت است ، يعنى اگر
--> ( 1 ) . شرح المقاصد : 5 / 276 . ( 2 ) . همان ، ص 275 . ( 3 ) . المنار : 9 / 121 ؛ تفسير المراغى : 9 / 56 .